Wednesday, October 27, 2004

آخرشم نفهمیدم کی بود که تونسته بود اینقدر راحت منو هک کنه. البته طرف یا خیلی مهربون بود یا خیلی تازه کار! که البته احتمال مهربون بودنش بیشتره! ضمن اینکه حداقل ماجرا این بود که فهمیدم سیستم امنیتیم افتضاحه. به هر صورت دلم نیومد متنی رو که گذاشته بود اینجا پاک کنم. هر چی باشه این نوشته هم یک روحی داره؛ روح یک هکر بامعرفت!!!!!؟
دیگه اینکه خیلی وقت بود اینقدر راحت و ساده نیومده بودم توی وبلاگ بنویسم. شاید آخرین بار برای یک سال پیش باشه. به هر حال حسم، حس این فرمی نوشتن بود!! حس یک لاک پشتی که داره از لاکش میاد بیرون!!!؟
از همه اونایی که اومدن و به سئوالی که در متن قبلیم پرسیده بودم، جواب دادن ممنونم. این نکته که هر کس "خدا" رو به نوعی تشریح می کنه، میتونه نشون دهنده وسعت و قدرت تفکر بشر باشه. به هر حال این موضوع - و مسائل این چنینی – جزو عقاید هر فرد هستند و مسلماً قابل احترام. اما اگه دقت کرده باشین این تضادها، حتی در ساده ترین مسائل بسیار جالب وزیباست؛ اینکه هر کس چه دیدگاهی نسبت به دنیای اطرافش داره.
یک سئوال : نظرتون در مورد دیکتاتور و دموکرات چیه؟ سیاسی فکر نکنین! هیچ ربطی هم به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده نداره!! مایلم بدونم دیکتاتوری و دموکراسی به چه معناست؟

روزای خوبی رو براتون آرزو می کنم

Tuesday, October 05, 2004

HACKED BY THEEF

SALAM BE HAMEEE !!!! IN SITE BE DALILE ..... HAMINJORI ...HACK SHOD...
age omadi sekte nakon!!! in id mane : anita_flower4 i am waiting for you!
HACKED BY THEEF
HACKED BY THEEF
HACKED BY THEEF
HACKED BY THEEF
HACKED BY THEEF
HACKED BY THEEF
HACKED BY THEEF
HACKED BY THEEF
HACKED BY THEEF

Tuesday, September 07, 2004

یک سئوال : "خدا" کیست؟

Monday, August 23, 2004

گاهی وقتا آدم دلش می خواد با یکی حرف بزنه و طرفش فقط بهش گوش بده. مثل الان که دوست دارم بگم و تو اگه دوست داشتی بخونی. بخونی و هیچی نگی
گاهی وقتا تو رویاهام گم میشم. انقدر گم که یادم میره همش تخیلمه و من مال همین کره خاکیم، بدون هیچ بال پروازی
میدونی، گاهی حس می کنم من تو بدترین زمان ممکن متولد شدم. من مال دوره ای از زمانم که برای تخیل خیال بشری ارزش بیشتری قائل بودند. ...، هیچکی نمی فهمه من چی میگم
دلم میخواد داد بزنم بگم بابا منم آدمم. اما یه آدم که رویاهاشو دوست داره! میخواد با حدیث خویشتنش زندگی کنه. یعنی از دنیای به این بزرگی سهم من یه سکوت طولانیه؟
می دونم تو هم نفهمیدی چی میگم. اما همین که گفتم آرومم کرد

Saturday, August 14, 2004

امرداد یعنی بی مرگی، یعنی جاودانگی، یعنی زوال ناپذیری
برای من همیشه ماه آغاز کردن همین ماه بوده... همیشه این ماه بوده که برای من حس خاصی داشته... حس آغاز کردن، حس دوست داشتن، حس زیبایی دنیا و... و حس سختی های بزرگ
همیشه توی این ماه بوده که من به بزرگترین مشکلات زندگیم برخورد کردم و از اونا درسهای اساسی گرفتم... و در برابر تمام این سختیها یه انرژی فوق العاده ای همراهمه... چیزی که باعث میشه هیچ سختی در برابرم وجود نداشته باشه
اینبار اینجاست که توی این ماه شروع میشه... در روز تولدم
دوست داشتم که بیشتر بنویسم... خیلی حرفاست که توی این مدت توی دلم مونده... ولی الان نه. کم کم شروع می کنم
از همه کسانی که توی این مدت به وبلاگ قبلی من سر می زدند، متشکرم
از نیک منش به خاطر تمام زحماتی که برای آماده شدن اینجا کشید ممنونم

خدایا به عزت، تو خوارم مکن
به جرم گنه، رو سیاهم مکن
خدایا تو دادی تن و جان به ما
سزاوار شکری و حمد و ثنا

Saturday, July 31, 2004